معجرم هست همین، پیروهنت نیست همین
روضه کوتاه ، سری در بدنت نیست همین
یاد آن روز که خنده به لبت بود فقط
حیف حالا به جز این پر زدنت نیست همین
بین این دشت تن تو چقدر پخش شده
هر کجا می نگرم غیر تنت نیست همین
باید این جسم تو را معجر من جمع کند
بوریا مانده برایت کفنت نیست همین
ساربان رفته ولی مادرمان آمده است
دردم این است عقیق یمنت نیست همین
باید این بار به پای تو سرم را شکنم
غیر من هیچ کسی سر شکنت نیست همین
خواهش پر زدنم را ز خدا می خواهم
نای ماندن به تن سینه زنت نیست همین....
سلام دوست گرامی.
بعدازمدت ها آپیم.
خوشحال میشیم بیای.
ممنونیم.
التماس دعا.
یاعلی.
سلام خواهرای گلم
چشم حتماً خدمت می رسم
یا علی